على محمدى خراسانى

65

شرح مكاسب (فارسى)

كند ، مثلا بگويد : اگر ولايت و حكومت فلان منطقه را نپذيرى اموالت را مصادره مىكنم ، يا آبرويت را مىبرم يا تو را شكنجه مىدهم و ضرر بدنى وارد مىكنم و يا تو را مىكشم و . . . قدر متيقن از موارد صدق اكراه همين مورد است و عند العرف چنين انسانى نسبت به قبول ولايت ، حقيقتا مكره است و براى دفع ضرر از خودش مجبور است كه والى عن الجائر شود و وقتى اكراه صدق كرد عمومات رفع اكراه پياده مىشود . به اين صورت : هذا الشخص مكره « صغرى » . و رفع ما اكرهوا عليه « كبرى » . فرفع ما اكره هذا الشخص عليه « نتيجه » . و قبلا در تنبيه اوّل گفتيم كه : در سايهء اكراه هرحرامى مباح مىگردد حتى اضرار به غير هم فى الجمله [ در صورت ثانيه از دو صورت تنبيه اوّل ] جايز مىشود . 2 - ظالمى انسان را به يك ضرر مالى يا عرضى يا جانى نسبت به يكى از بستگان و منسوبين او تهديد مىكند ، مثلا مىگويد : اگر قبول ولايت نكنى اموال پدرت را غارت خواهم كرد ، يا به فرزندت يك لطمهء آبروئى وارد مىكنم ، يا برادرت را مىكشم و . . . كه اينها از كسانى هستند كه ضرر به آنها ضرر به خود مكره است و نازل منزلهء او هستند و به هيچ قيمتى انسان راضى نيست كه به يكى از آنها ضررى متوجّه شود . در اين صورت هم عرفا اين انسان مكره است و عنوان اكراه كه كارى را با كراهت انجام دادن است صدق مىكند زيرا او بطور رضا و رغبت قبول ولايت نمىكرد و قضيه ضرر مالى يا جانى يا عرضى متعلقين يا متعلقات او را مجبور كرد كه تن به قبول ولايت بدهد ، باز وقتى اكراه آمد و صغرى محقق شد كبراى كلى هم مىآيد كه : رفع ما اكرهوا عليه .